الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
17
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
مىشوند و پيشواى گمراهانند بايد اين گونه افراد را شناخت و به شدت از آنها بر حذر بود . دو آيه بعد در واقع يك نتيجه كلى و عمومى از سرگذشت « بلعم » و علماى دنيا پرست گرفته ، نخست مىگويد : « چه بد مثلى دارند آنها كه آيات ما را انكار كردند و چه بد عاقبت و سرنوشتى در انتظار آنها است » ( * ( ساءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ) * ) . ولى آنها به ما ظلم و ستم نمىكردند ، بلكه « بر خويشتن ستم روا مىداشتند » ( * ( وَأَنْفُسَهُمْ كانُوا يَظْلِمُونَ ) * ) . چه ستمى از اين بالاتر كه سرمايههاى معنوى علوم و دانشهاى خويش را كه مىتواند باعث سربلندى خود آنها و جامعه هايشان گردد در اختيار صاحبان « زر » و « زور » مىگذارند و به بهاى ناچيز مىفروشند و سرانجام خود و جامعه اى را به سقوط مىكشانند . اما به هوش باشيد كه رهايى از اين گونه لغزشها و دامهاى شيطانى ، بى توفيق و هدايت الهى ممكن نيست ، و دام بسيار سخت است ، مگر يار شود لطف خدا « آن كس را كه خدا هدايت كند و توفيق را رفيق راهش سازد ، هدايت يافته واقعى او است » ( * ( مَنْ يَهْدِ اللَّه فَهُوَ الْمُهْتَدِي ) * ) . « آن كس را كه خداوند بر اثر اعمالش به حال خود رها سازد يا وسائل پيروزى و موفقيت را در برابر وسوسههاى شيطانى از او بگيرد ، زيانكار واقعى او است » ( * ( وَمَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ) * ) . بارها گفتهايم كه « هدايت » و « اضلال » الهى نه جنبه اجبارى دارد و نه بى دليل و بى حساب است ، منظور از اين دو فراهم ساختن زمينههاى هدايت ، و يا